
لحظه هایی است که بی مهابا ....
با کلماتی که به سادگی بر زبان می رانی ....
باران درد را بر ایوان آرزوهایم می کوبی! ...
به همین راحتی عاشقانه های فیروزه ایم را به دست آب می سپاری! ...
ویرانه ای به جای می ماند از فراموشی!!! ...
کاش اندکی مهربان تر! ....
اندکی آرامتر بودی !....

نظرات شما عزیزان:
ژیلا 
ساعت22:03---27 آبان 1391
به قلبم نشستی نگفتم چرا
دلم را شکستی نگفتم چرا
یکی خواب شبهای من را ربود
چو دیدم تو هستی نگفتم چرا
|